خرید بک لینک
در کوچه باد میآیداین ابتدای ویرانیستآن روز هم که دستهای تو ویران شدند باد میآمدستارههای عزیزستارههای مقوایی عزیزوقتی در آسمان، دروغ وزیدن میگیرددیگر چگونه میشود به سورههای رسولان سر شکسته پناه آورد؟ما مثل مردههای هزاران هزار ساله به هم میرسیم و آنگاهخورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهدکردمن سردم استمن سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شدای یار ای یگانهترین یار آن شراب مگر چند ساله بود؟نگاه کن که در اینجازمان چه وزنی داردو ماهیان چگونه گوشتهای مرا میجوندچرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 16:35

نوشتن هر بار حسی خاص و مجزا داردگفته بودید نوشتن هایم منولوگ باشدآن نوشتن که نوشتن نیستدر نوشته هایم نه سراغ تغییر باش و نه من توان تغییر دادن روح کسی را دارمبا علم بر کوتاهی زندگی ... میگویم تا بماند که هر لحظه هر کاری را که کردی ... بی شک با فکر انجام داده ای .. پس شک نکن ... حتی اگر کنار زدن من باشدهرگز بر خود تصور خطا و گناه نکن ... که تصورات بر زندگی حاکم خواهند شد ... ببین آنها که به شبهای مذهبی در اوج دعا اشک می ریزند از همه گناه کار ترند ... حتی از مستی که همان شب لا یعقل استنترس و رشید باش ... محکم دست بده و رسا سخن بگو و در چشمهای مخاطبت نگاه کن و قدرت را به او منتقل کناطرافیانت را پالایش کن ... بگذار کسانی کنارت باشند که تو را قوی تر کنند ... که من هم همه اصول فوق را در رابطه هایم مراعات دارمدل چرکین نباش و آینده را چنان ببین که گویی به خورشید نگاه کنیگرم ... زیبا و مبهم شاید اینها چیزهایی هستند که شما نیاز دارید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 14:12

محبوب من خانم میلنای عزیز چشم روشنی چیست اگر دیدن تصویری تازه از شما نباشد امروز به لطف اینستاگرام ، تصویری جدید و هرچند کوچک از شما دیدم چشمم روشن شد و دلم شاد چند وقتی بود که اینستاگرام نداشتم و باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

محبوب من مهربانم آخرین ساعتهای سال را می گذرانمسالی که همه میگویند سخت بود سختی و آسانی در هم تنیده است ، جان جانانمسخت بود چرا که شما نبودبد، خوب بود که در بهارش یک بار باشما حرف زدمبه همین راحتی ، رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

با هم بشنویم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

محبوب من

کبوتر ، پاسخ شما را رساند

موجی از شوق ...

پیام کوتاه بود و کمی مبهم

دودل شدم که

معنای این پیام از حرفهای نگفته مان است یا غمی خدانکرده به دلتان نشسته؟

خود را تسلی می دهم ... بی شک دلتان شاد است

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

محبوب من

در آن یکی درگاه نوشتاریم یک فیلم معرفی می کنم

در این روزها اگر توانستی ببین

با سپاس از توجهتان

و تبریک مجدد عید ...

کافکا

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

«روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از يك جنس است» بلندیهای بادگیراملی برونته شرح1امیلی برونته نویسنده رئالیستی است که کتاب بلندی های بادگیر را به زبان ساده روزگار خود نوشته است، اما رگههاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

حافظ

محبوب جان ..

امشب برایت حافظ باز کردم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

باور

چه سود از شرح این دیوانگی ها ، بی قراری ها

تو مه بی مهری و حرف منت باور نمی آید

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

با هم بیتیم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 1:08

شیرین من بمان…مگر این روزگارِ تلخ؛فرهادِ خسته را به نگاهی امان دهد!در زلف شب گره بزن، آن زلف مست را…شاید شبم به سوی تو راهی نشان دهدحرفی بزن؛ که عشق به هر واژه گل کندما را نصیبِ دیگری از این زمانه نیسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 16:26

خانم میلنای عزیز

امروز همانند همه روزهای گذشته آن عکس کوچکتان را نگاه می کردم

همان عکس روسری آبی تان

هرچند بار که نگاهش می کنم دچار تکرار نمی شوم

هر بار حسی نو را تجربه می کنم

و اینبار ...

خانم میلنای عزیز

این بار در آن عکس مادری را دیدم ، سرزنده و شاد

و چقدر غیر منتظره بود این تجربه

مرا از پیغامهای خود محروم ندارید ، آنها مایه آرامشند ... و البته معجون شادی و امید

شبی زیبا را برایتان آرزو می کنم

کافکای بیچاره...

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 16:26

زلف  ...

با هم بشنویم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 16:26

محبوب من ... خانم میلنای عزیزدر میانه زمستان و در اتاقی که از پنجره اش باریدن برف را می بینم برای شما می نویسم و زمستان است و زمستان است ولی روزهای زمستان بلند هستند ، چرا که شما نیستید . و این رنج ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 16:26

صفحه بندی